إسحاق بن ابراهيم بن أبي الرشيد بن غانم الطائي السجاسي الفارسي

پيشگفتار 51

فرائد السلوك في فضائل الملوك ( فارسى )

امن و آسايش بر اقاصى بلاد ممالك و اباعد ديار مملكت سايه اندازذ و خوش گويذ حكيم : هر آن نم كز ابر بهاران بوذ * در انديشهء شهرياران بوذ چو بد گشت انديشهء پادشا * نيابذ ز مى نم بوقت از هوا » ص 149 « و فرخنده طالعم كى آفتاب رضاى خذاوند بر من طلوع ميكنذ و چه مقبلم كى جمالى با اين‌همه كمال به چشم سر نه بديذهء خيال مشاهده مينمايم مقبل كسم كى بر در دكان روزگار * هستم سخن‌فروش و مرا شاه مشتريست » ص 174 ايضا رك ص 69 - 147 - 149 - 167 - 174 - 435 و چه‌بسا شعر فارسى و عربى در پى هم درآمده و البته در ميان آنها غالبا اتفاق معنى برقرار است و گاهى نيز معانى نزديك بهم است : « نشستن همان بوذ و در مخالب شاهين جان دادن همان و پندارى اين مثل براى آن زده اندكى هر آنكو زاغ باشد رهنمايش * بگورستان بوذ همواره جايش اذا كان الغراب دليل قوم * فمسلكهم طريق الهالكينا » ص 271 « روزگار گاهى نوش چشاند و گاهى زهر و زمانه وقتى شهد پيش آرذ و وقتى شرنگ . فى طروق الحوادث الارى و الشرى * و للدهر هفوة و اعتذار چنينست كردار گردنده دهر * گهى نوش پيش آورد گاه زهر » ص 117 ايضا رك ص 126 - 222 - 225 - 257 - 351 - 339 - 421 امثال و حكم : امثال ، جمع مثل و مثل در لغت وصف حال و صفت و افسانه و داستان و قصهء مشهور و حكايتى كه براى ايضاح مطلب آورند و دليل و مقوله و نمونه و كنايه و استعاره است . 85 و مثل بر دو گونه است . يكى قول ساير است و آن سخنى مشهور و مستعمل در وقوع كارى و يا داستانى در گذشته و از آن پس در پيش‌آمدهاى مشابه بدان تمسك جستن است . و ديگر بيان قصه‌هاى كوتاه دربارهء حيوانات و در آخر طرح نتايجى از زبان آنهاست براى تنبه و عبرت . اين پديدهء ادبى از كارسازترين و مؤثرترين عوامل در لطف گفتار و حسن تأثير آنست و در آن با استفاده از كلماتى مختصر و جملاتى موجز با حسن تأثير و تكيه به تشبيهى لطيف به سخن ، رونق مىدهند . در كتاب فرائد السلوك ، نويسنده با آگاهى و برخوردارى از هر دو نوع